معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از اردبیل، سوم شهریورماه برای خانواده بابازاده و مردم اصلاندوز، روزی متفاوت و تاریخی بود؛ روزی که پس از نزدیک به چهار دهه، پیکر فرزند مفقود این خانواده به خانه بازگشت و انتظار طولانی آنان به پایان رسید. کودکی در سایه سختی های زندگی اکبر بابازاده، فرزند رستم و ربابه، اول اسفند سال 1349 در خانواده ای کشاورز در اصلاندوز متولد شد. او سومین فرزند خانواده بود و سال های کودکی خود را در کنار خانواده و در طبیعت منطقه ارس سپری کرد. زندگی برای خانواده بابازاده آسان نبود.
به گزارش خبرنگار ایکنا از اردبیل، سوم شهریورماه برای خانواده بابازاده و مردم اصلاندوز، روزی متفاوت و تاریخی بود؛ روزی که پس از نزدیک به چهار دهه، پیکر فرزند مفقود این خانواده به خانه بازگشت و انتظار طولانی آنان به پایان رسید.
اکبر بابازاده، فرزند رستم و ربابه، اول اسفند سال 1349 در خانواده ای کشاورز در اصلاندوز متولد شد. او سومین فرزند خانواده بود و سال های کودکی خود را در کنار خانواده و در طبیعت منطقه ارس سپری کرد.
زندگی برای خانواده بابازاده آسان نبود. پدر خانواده برای تأمین معاش، با زحمت فراوان به کشاورزی مشغول بود و شرایط اقتصادی دشواری بر زندگی آنان حاکم بود. اکبر در سال های کودکی پدرش را از دست داد و پس از آن، مادرش ربابه خوش حساب، مسئولیت تربیت و سرپرستی فرزندان را بر عهده گرفت.
برادر اکبر، از وی به عنوان کودکی آرام، کم حرف و متفکر یاد کرده است؛ نوجوانی که کمتر در جمع هم بازی های خود به شیطنت و بازی های کودکانه می پرداخت و بیشتر در سکوت، به مسائل پیرامونش فکر می کرد.
او دوران ابتدایی تحصیل خود را در مدرسه ابتدایی اصلاندوز گذراند و پس از آن در مدرسه راهنمایی شهید نواب صفوی به تحصیل ادامه داد.
اکبر در میان اهالی محل به خوش رفتاری، تواضع و احترام به دیگران شهرت داشت. اعضای خانواده نیز از او به عنوان فرزندی مسئولیت پذیر و همراه یاد می کنند که همواره در کنار مادرش بود و در امور خانه به او کمک می کرد.
او در خانواده نیز جایگاه ویژه ای داشت و برادران و خواهرانش خاطرات بسیاری از رفتار های محبت آمیز و روحیه آرام او به یاد دارند.
یکی از علاقه مندی های اکبر، ماهیگیری بود. هر زمان فرصتی پیدا می کرد، راهی ساحل ارس می شد و در آرامش طبیعت به ماهیگیری می پرداخت. نزدیکانش او را فردی مؤمن و اهل توکل توصیف کرده اند که در دشواری های زندگی، امید خود را به خداوند از دست نمی داد.
با ادامه جنگ تحمیلی، فضای جبهه و دفاع از کشور، ذهن و دل اکبر نوجوان را به خود مشغول کرده بود. او علاقه زیادی به حضور در مناطق عملیاتی داشت و برای رفتن به جبهه بار ها با خانواده صحبت کرد.
سرانجام پس از اصرار های فراوان، رضایت خانواده را به دست آورد و از مشکین شهر برای گذراندن مراحل آموزشی و اعزام به مناطق عملیاتی راهی جبهه شد.
لحظه جدایی از خانواده برای مادر بسیار دشوار بود. اشک های مادر و بغض اکبر، آخرین تصویر خانواده از او پیش از اعزام بود؛ نوجوانی که با وجود سن کم، تصمیم خود را برای حضور در جبهه گرفته بود و دفاع از میهن و ارزش های اسلامی را وظیفه خود می دانست.
بیستم خردادماه سال 1367، منطقه ماووت عراق شاهد درگیری های سنگینی بود. عملیات کربلای 10 در شرایطی دشوار ادامه داشت و نیرو های دشمن حملات شدیدی را علیه رزمندگان آغاز کرده بودند.
اکبر بابازاده در جریان این درگیری ها هدف تیر دشمن قرار گرفت. بر اساس روایت هم رزمش، غلامعلی فرهیان، احتمال دارد که او هم زمان در معرض بمباران شیمیایی نیز قرار گرفته باشد.
شدت درگیری ها و شرایط منطقه اجازه انتقال پیکر او را به نیرو های خودی نداد. به این ترتیب، پیکر اکبر در منطقه عملیاتی باقی ماند و نام او در شمار شهدای مفقودالاثر ثبت شد.
از همان روز، خانواده بابازاده روز های سخت انتظار را آغاز کردند؛ انتظاری که نه یک سال و دو سال، بلکه 38 سال به طول انجامید.
پس از اعلام مفقودی اکبر، مادرش سال ها به امید بازگشت فرزندش زندگی کرد. هر روز با این امید که شاید خبری از اکبر برسد، چشم به راه بود؛ او حتی کیف و کفش دوران نوجوانی فرزندش را به آستان مقدس امام رضا (ع) هدیه کرد؛ اما آرزوی دیدن دوباره پسرش هیچ گاه در زمان حیاتش محقق نشد.
مادر در حالی از دنیا رفت که همچنان چشم انتظار بازگشت فرزند بود و فرصت دیدن پیکر اکبر و وداع با او را پیدا نکرد. با رفتن مادر، چشم انتظاری در میان دیگر اعضای خانواده ادامه یافت.
سال ها پس از پایان جنگ، گروه های تفحص شهدا همچنان در مناطق عملیاتی به جست وجوی پیکر های مطهر شهدا ادامه دادند.
در جریان عملیات تفحص در منطقه ماووت، پیکری کشف شد که احتمال تعلق آن به شهید اکبر بابازاده وجود داشت. نمونه های به دست آمده برای انجام آزمایش های تخصصی و تطبیق DNA به آزمایشگاه منتقل شد.
نتیجه آزمایش DNA سرانجام پس از 38 سال، هویت شهید را مشخص کرد و پیکر کشف شده به عنوان پیکر مطهر شهید اکبر بابازاده شناسایی شد.
با اعلام این خبر، خانواده ای که سال ها در انتظار شنیدن نشانی از فرزند خود بودند، سرانجام مطمئن شدند که اکبر پس از 38 سال به خانه بازمی گردد.
پس از تأیید هویت شهید، مسئولان سپاه استان و شهرستان، امام جمعه، فرماندار، مسئولان اداره تبلیغات اسلامی، بنیاد شهید و فرمانده انتظامی با حضور در منزل خانواده بابازاده، خبر شناسایی و بازگشت پیکر شهید را به آنان اعلام کردند.
سرهنگ پاسدار داوود وجدی، فرمانده بسیج شهرستان اصلاندوز نیز در این زمینه اعلام کرد که خبر شناسایی پیکر شهید به خانواده او اطلاع داده شده است.
پس از شنیدن این خبر، سال ها بغض و انتظار اعضای خانواده شکست. اشک هایی که سال ها از سر دلتنگی جاری شده بود، این بار با اشک شوق و حسرت درهم آمیخت؛ چراکه خانواده پس از 38 سال توانستند با پیکر عزیز خود وداع کنند.
در میان یادگار های برجای مانده از شهید اکبر بابازاده، وصیت او جایگاه ویژه ای دارد. او در وصیت خود بر ماندن در مسیر انقلاب و ولایت تأکید کرده و از خانواده و اطرافیان خواسته بود راه امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی را ادامه دهند و از رهبری پیروی کنند.
این وصیت، تصویری از باور ها و اعتقادات نوجوانی را نشان می دهد که در سال های دفاع مقدس، با وجود سن کم، انتخاب خود را کرده بود و برای دفاع از کشور و ارزش های مورد اعتقادش به جبهه رفت.
امروز، سوم شهریورماه 1405، پس از 38 سال، پیکر شهید اکبر بابازاده بر دوش مردم اصلاندوز تشییع شد و در گلزار شهدای این شهرستان آرام گرفت.
مردم اصلاندوز، از پیر و جوان گرفته تا خانواده های شهدا و ایثارگران، در مراسم تشییع فرزند مفقود این دیار حضور یافتند تا پس از سال ها، او را تا خانه ابدی بدرقه کنند.
برادران و خواهران شهید نیز با حضور بر مزار اکبر، پس از سال ها انتظار با او وداع کردند؛ وداعی که اگرچه پایان چشم انتظاری بود، اما خاطره 38 سال دوری را برای همیشه در دل خانواده باقی گذاشت.
با خاکسپاری شهید اکبر بابازاده، مزار این شهید پس از نزدیک به چهار دهه در گلزار شهدای اصلاندوز قرار گرفت؛ در کنار شهدایی که پیش از او برای دفاع از کشور جان خود را فدا کردند.
اصلاندوز که 46 شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است، امروز بار دیگر جلوه ای از وفاداری مردم خود به شهدا را به نمایش گذاشت.
بازگشت پیکر شهید اکبر بابازاده پس از 38 سال، تنها پایان یک انتظار خانوادگی نبود؛ بلکه یادآوری دوباره ای از روز های دفاع مقدس و ایثار نسلی بود که برای دفاع از ایران و ارزش های خود از جان گذشت.
اکنون نام اکبر بابازاده در زادگاهش ماندگار شده است؛ نوجوانی که 38 سال در خاک ماووت ماند، اما یاد و خاطره اش هیچ گاه از دل خانواده و مردم اصلاندوز محو نشد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}